فعالیتهای فرهنگی

در پرواز، پروانه های رنگارنگکتاب صدای سایش بالها
در آواز، قناری های شوخ و شنگ
در رقص، بادهای بازیگوش
در حرکت، موج های بی آرام
مرا تا آنسوی مرزهای لذت بدرقه ام کنید. من از ماندن بیزارم
خدا را در خواب دیده ام!
لذت دیدارش در بیداری دیوانه ام می کند.

اگر فکر می کنید که شاید بتوان شادتر زیست، حتما این کتاب را بخوانید:

در مقابل دروازه های
بهشت تو ایستاده ام
در شبی سرد و ظلمانی
فریاد می کنم: بگذار داخل شوم
دست هایم یخ زده
پاهایم توان رفتن ندارند
سالها دویده ام
بی لحظه ای آسایش
به سوی تو
به سوی بهشت تو
باز کنید!
پشت در ماندن, بس است.
کلید را در دستم گذاشتی
هنگامی که همه چیز گم شده بود
در تاریکی ، در سرما و در رنج
گفتی: فقط عاشق باش!
گفتم: چگونه نشان دهم که عاشقم؟
گفتی: به نماز بایست!
گفتم: شوخی می کنی؟
چند کلمه عربی چه دردی دوا می کند؟
گفتی: درد بی کسی را
درد تنهایی را
درد زیستن را
و به نماز ایستادم
و دو بال بر تنم رویاندی
و شادی بر دلم نشاندی
و خورشید در آسمان تیره و تارم بالا رفت
آنقدر بالا !
که حالا بجز روشنایی چیزی نیست
نه تاریکی، نه سرما
همه عشق، همه گرما!
و می سوزم، آتش گرفته ام
درهای بهشت را باز کنید
و گرنه از دیوار می آیم.
کلاس های رایگان آموزش زبان انگلیسی Free English Language Learning